ForMyGluco
وبلاگواژه‌نامه← به صفحهٔ نخست

خوردن و آشامیدن

خوراک و نوشیدنی

6 نوشته

دانه‌های حبوبات و ذرت که نواری کنار هم چیده شده‌اند؛ لوبیای زرشکی، لوبیای چیتی سفید و ذرت زرد مربع را از سر تا ته پر می‌کنند.کربوهیدرات چیست و چند گونه دارد؟کربوهیدرات یکی از سه مادّهٔ مغذی اصلی درون خوراکی‌هاست و انرژی را به بدن می‌برد. سه زیرعنوان دارد: نشاسته، شکر و فیبر. دوتای نخست هنگام گوارش شکسته می‌شوند و به گلوکز بدل می‌شوند، فیبر اما ناشکسته راه خود را دنبال می‌کند. پرسش اینجا این است که این سه چرا از یک خانواده شمرده می‌شوند. · 2 دقیقهبیشتر بخوانید

کربوهیدرات‌ها خانواده‌ای از مادّهٔ مغذی‌اند که از حلقه‌های شکرِ به هم بسته ساخته شده‌اند. برخی یک حلقه‌اند، برخی زنجیری دراز از هزاران حلقه. آنزیم بزاق در دهان شکستن زنجیر را می‌آغازد و آنزیم‌های رودهٔ باریک کار را تا پایان می‌برند. زنجیر که به حلقه‌های تک برسد این حلقه‌ها از دیوارهٔ روده می‌گذرند و به خون درمی‌آمیزند. راه گلوکزی که پس از وعده به خون می‌رود همین است.

بدن این گلوکزی را که به خون می‌رود بیهوده خرج نمی‌کند. ماهیچه‌ها و مغز آن را مستقیم به‌عنوان سوخت به کار می‌برند، و آنچه از نیاز افزون بماند در کبد و در بافت ماهیچه به شکل انبار انتظار می‌کشد. مغز به این سوخت از اندام‌های دیگر تنگ‌تر بسته است. کربوهیدرات برای همین در بیشتر نظم‌های خوراک به‌عنوان سرچشمهٔ اصلی انرژی جا می‌گیرد.

نشاسته نام زنجیر دراز است؛ در نان و برنج و سیب‌زمینی انبوه جا می‌گیرد. شکر زنجیر کوتاه است. در میوه و شیر و نوشیدنی‌های شیرین شکل اصلی کربوهیدرات همین است. فیبر اما گونهٔ سوم و جدایی از کربوهیدرات است که آنزیم‌های گوارش نمی‌توانند بازش کنند. این سه زیر یک سقف‌اند اما در روده راهشان جدا می‌شود. جدایی روی کاغذ ساده به نظر می‌رسد، اما هنگام خواندن یک برچسب درست در میانهٔ کار می‌ایستد.

نمونهٔ روزانهشکل چیرهٔ کربوهیدرات
نان، برنج، ماکارونی، جو دوسرنشاسته و اندکی فیبر
سیب، موز، پرتقال، توت‌فرنگیشکر و فیبر
شیر، ماستشکر شیر به نام لاکتوز
عدس، نخود، لوبیانشاسته و فیبر فراوان
سیب‌زمینی، ذرت، نخود سبزنشاسته

گوشت، ماهی، تخم‌مرغ، پنیر و روغن مایع هیچ‌یک از این شکل‌ها را به اندازه‌ای درخور یادکرد نمی‌برند. نوشته‌ای جدا هست که با ریزه‌کاری می‌گوید کدام گروه خوراکی در سمت کربوهیدرات می‌ایستد.

فیبر سر گوارش‌نشدهٔ خانواده است. شکل‌های حل‌شونده و حل‌نشوندهٔ آن جدا رفتار می‌کنند. فیبر حل‌شونده در روده غلظتی مانند ژل می‌گیرد؛ آنکه حل نمی‌شود راه خود را تا اندازهٔ زیادی همان‌گونه که هست دنبال می‌کند. باکتری‌های رودهٔ بزرگ بخشی از این زنجیرها را می‌شکنند. یعنی فیبر هم کربوهیدرات است، اما در کار بردن گلوکز به خون شرکت نمی‌کند.

شیرینی اینجا سرنخی گمراه‌کننده است. مزهٔ نشاسته هیچ شیرین نیست، با این همه در پایان گوارش به همان حلقه‌های گلوکز پایین می‌آید.

در زبان روزانه جدایی کربوهیدرات «ساده» و «پیچیده» زیاد می‌آید. این نام‌گذاری درازای زنجیر را می‌گوید، نه تندی گوارش را. آنچه تندی را تعیین می‌کند جای دیگری می‌ایستد: اینکه دانه آسیاب شده یا نه، مدت پختن، بافت خوراکی و اینکه در بشقاب کنارش چه هست. یعنی برچسب «پیچیده» به‌تنهایی معنای کند نمی‌دهد.

شناختن کربوهیدرات دیدن اینکه درون بسته‌ای که در فاصلهٔ ظهر باز می‌شود یا درون لیوان روی میز چه هست را آسان می‌کند و فهمیدن سطرهای برچسب را هم. دانستن اینکه چند گرم است مهارتی جداست و موضوع نوشتهٔ خواندن برچسب. چکیده ساده است. کربوهیدرات یک مادّهٔ تنها نیست، خانواده‌ای با سه رویه است.

این نوشته صفحهٔ خودش را داردبازگشت به کارت

بافت تنگ گونی کنفی قهوه‌ای تیره از بسیار نزدیک؛ نخ‌های تار و پود تک‌تک پیدا هستند.فیبر قند خون را چگونه اثر می‌دهد؟فیبر گونه‌ای کربوهیدرات است که آنزیم‌های گوارش نمی‌توانند بشکنندش و به شکل گلوکز به خون نمی‌گذرد. اثرش بر قند خون غیرمستقیم است: گونهٔ حل‌شونده‌اش خالی شدن معده را کند می‌کند و بالا رفتن پس از وعده بر زمانی پهن‌تر پخش می‌شود. نوک پایین می‌آید، بالا رفتن از میان نمی‌رود. فیبر ترمز نیست، کندکننده است. · 2 دقیقهبیشتر بخوانید

فیبر از دیوارهٔ سلولی گیاهان می‌آید. در سبوس غله، در پوست حبوبات، در بخش گوشتی میوه و در رشته‌های سبزی می‌ایستد. از نظر شیمیایی آن هم کربوهیدرات است، زیرا از همان حلقه‌های شکر ساخته شده. اما در انسان آنزیمی که این حلقه‌ها را جدا کند نیست. برای همین فیبر از راهی که به آن رفته کمابیش همان‌گونه که بود بیرون می‌آید.

فیبر دو خانواده دارد و این دو در روده کارهای جدا جدا می‌کنند. فیبر حل‌شونده که با آب معده و روده به هم بپیوندد ژلی غلیظ و چسبناک می‌سازد. فیبر حل‌نشونده در آب پخش نمی‌شود؛ حجم می‌دهد و درون‌مایهٔ روده را می‌راند.

گونهٔ فیبرکجا یافت می‌شوددر روده چه می‌کند
حل‌شوندهجو دوسر، جو، حبوبات، سیب، مرکباتآب می‌گیرد و ژل می‌سازد، بیرون رفتن از معده را دیر می‌کند
حل‌نشوندهسبوس غلهٔ کامل، ساقهٔ سبزی، پوست آجیلحجم می‌دهد، مدت گذر را کوتاه می‌کند

سازوکار اصلی در ژل پنهان است. معده که درون‌مایهٔ خود را به رودهٔ باریک می‌ریزد این ژل جریان را دیر می‌کند. کربوهیدرات که کندتر به روده برسد، گلوکز نه در یک لحظه، که موج‌موج به خون می‌گذرد. اندازهٔ کربوهیدرات درون وعده عوض نمی‌شود؛ تنها چیزی که عوض می‌شود شیوهٔ پخش شدن آن اندازه بر زمان است. نوک کوتاه‌تر و منحنی پهن‌تر می‌شود.

کار فیبر حل‌نشونده مکانیکی‌تر است. به درون‌مایهٔ روده حجم می‌افزاید و گذر را سامان می‌دهد. این دو گونهٔ فیبر در بیشتر خوراکی‌ها با هم می‌آیند، نه جدا جدا. در یک کاسه عدس یا در یک برش نان غلهٔ کامل هر دو هستند. ژلی که فیبر حل‌شونده برپا می‌کند معده را مدتی درازتر پر نگه می‌دارد؛ حس سیری به همین بسته می‌شود.

بخشی از تفاوت میان غلهٔ کامل و آرد سفید از همین‌جا می‌آید. هنگام آسیاب سبوس و مغز دانه جدا می‌شوند و آردی می‌ماند که وزنش بر نشاسته است. سبوس که برود مصالح ژل‌ساز هم می‌رود. اینکه چقدر آسیاب شده هم موضوعی جداست: دانهٔ کامل و آرد نازک، بر یک بشقاب که بیایند هم، در روده با دو تندی جدا پیش می‌روند.

مرز فیبر هم آشکار است. افزودن فیبر به یک خوراکی نشاسته یا شکر درون آن را نابود نمی‌کند. فرآورده‌ای که سطر فیبرش بر بسته بالا به نظر می‌رسد برای همین خودبه‌خود سبک شمرده نمی‌شود. در مروری که آزمون‌های افزودن فیبر را گرد آورد، سنجه‌های درازمدت مانند هموگلوبین آ-یک-سی مساعدتر درآمدند؛ آنچه تفاوت را می‌سازد یک خوراکی تنها نیست، الگوی همگانی است. اثر شناختهٔ تند بالا بردن فیبر نفخ و باد است، زیرا باکتری‌های رودهٔ بزرگ این مصالح را تخمیر می‌کنند.

این نوشته صفحهٔ خودش را داردبازگشت به کارت

اناری که با دست به دو نیم شده بر زمینهٔ خاکستری تیره؛ دانه‌های سرخ و پرده‌های سفید میانشان آشکار پیدا هستند، تکه‌ای جداشده کنار آن مانده.در دیابت میوه خورده می‌شود؟میوه در دیابت خوراکی ممنوع نیست؛ شکری که درون آن است همراه فیبر و آب و حجم می‌آید. نوشته‌ای جدا هست که می‌گوید میوهٔ کامل و آب‌میوه چگونه از هم جدا می‌شوند. پرسش اینجا این است که آن جدایی کجا تمام می‌شود: شکل‌های خشک و له‌شده کجای این خط می‌افتند و دادهٔ درازمدت چه می‌گوید؟ · 2 دقیقهبیشتر بخوانید

شکر درون میوه بیشتر وقت‌ها فروکتوز و گلوکز و ساکارز است که پیوند این دو است. این شکر مانند آنچه در لیوان است آزاد نمی‌ایستد؛ درون دیوارهٔ سلولی میوه جا گرفته است. گرد آن فیبر و آب و حجمی درخور هست. تمام کردن یک سیب زمان می‌خواهد، جویدن می‌خواهد، معده را پر می‌کند.

شکل میوه که عوض شود این بسته هم عوض می‌شود. همان میوه در حال کامل و فشرده و خشک به سه چیز جدا بدل می‌شود.

شکلفیبر و آبتندی رسیدن به روده
میوهٔ کاملهر دو سر جای خودجویدن می‌خواهد، بیرون رفتن از معده کند
آب‌میوهٔ فشردهبیشتر فیبر با تفاله می‌رودچون مایع است تند می‌گذرد
میوهٔ خشکفیبر می‌ماند، آب می‌روددر همان حجم بسیار غلیظ‌تر
میوه‌ای که یکسره له می‌شودهر دو سر جای خود می‌مانندبافت ریز می‌شود، حجم تا اندازهٔ زیادی می‌ایستد

در آب‌میوه دو چیز گم می‌شوند: فیبر و جویدن. تفاله که جدا شود فیبر میوه نه در لیوان، در صافی می‌ماند. این صفحه به اینکه مایع چرا از جامد تندتر پیش می‌رود درنمی‌آید؛ آن سازوکار در عنوان «کدام نوشیدنی‌ها قند خون را بالا می‌برند؟» می‌ایستد. آنچه اینجا تعیین‌کننده است چیز دیگری است: اینکه چند میوه به یک لیوان رفته بیشتر وقت‌ها از چشم می‌افتد. همان شمار میوه که کنار هم بایستند چشم را پر می‌کنند.

در میوهٔ خشک اما آب می‌رود و شکر می‌ماند. یک مشت کشمش کربوهیدراتی بسیار بیشتر از انگور تازه به همان وزن می‌برد. فیبر هنوز آنجاست، اما چون حجم کوچک شده اثر سیرکنندگی‌اش سست می‌شود. ماندنش در جیب یا بر میز کار آسان است، برای همین بی‌آنکه فهمیده شود زیاد خورده شدن عادی است.

له کردن عنوانی جداست. در آزمونی کوچک و بیست‌نفره با جوانان تندرست، پاسخ پس از وعده به میوهٔ له‌شده از میوهٔ کامل پایین‌تر درآمد. یک آزمون کوچک تنها قاعده‌ای همگانی برپا نمی‌کند.

گواه درازمدت اما یک‌پارچه نیست. در تحلیل مشترک سه کوهورت که صدها هزار تن را سال‌ها دنبال کردند، میوهٔ کامل و آب‌میوه از نظر پرشماری دیابت نوع دو وارونهٔ هم درآمدند. در برابر این، در فراتحلیلی که آب‌میوه‌های بی‌شکر افزوده را گرد آورد چنین پیوندی بیرون نیامد. در شیرین‌شده‌ها اما خطر بالاتر بود.

از اینجا فهرست ممنوع بیرون نمی‌آید. نتیجه را بیش از گونهٔ میوه این تعیین می‌کند که به چه شکل و چه اندازه آمده. یک قوطی آب‌میوهٔ آماده و پرتقالی که در بشقاب است، نامشان یکی باشد هم، دو چیز جدایند. اینکه چه اندازه‌اش در یک وعده جا می‌شود موضوع نوشتهٔ سهم است.

این نوشته صفحهٔ خودش را داردبازگشت به کارت

بلورهای درشت و شفاف سفید که بر پارچه‌ای سیاه با بافت درشت پخش شده‌اند؛ نمای نزدیک از بالا، بی‌هیچ بسته‌بندی یا نوشته.آیا شیرین‌کننده‌ها زیان‌بارند؟همهٔ شیرین‌کننده‌ها یک چیز نیستند؛ دو خانوادهٔ جدا هستند و ردی که در بدن می‌گذارند از هم جداست. پاسخ کوتاه پرسش زیان به این بسته است که سخن از کدام خانواده است و چه اندازه خورده می‌شود. شیرین‌کننده‌های پرزور کربوهیدراتی درخور یادکرد به وعده نمی‌افزایند؛ زیادی الکل‌های قندی گوارش را به زحمت می‌اندازد. · 2 دقیقهبیشتر بخوانید

پشت فرآورده‌ای که بر رف فروشگاه «بدون شکر» بر آن نوشته شده بیشتر وقت‌ها یکی از این دو خانواده می‌ایستد. نخستی شیرین‌کننده‌های پرزورند. اندازه‌ای بسیار کوچک از آن‌ها به اندازهٔ شکر مزه می‌دهد، برای همین وزنی که به فرآورده می‌رود کمابیش هیچ است. گرمشان چنان کوچک است که به انرژی فرآورده سهمی درخور یادکرد نمی‌افزایند. دومی الکل‌های قندی‌اند؛ نامشان بیشتر وقت‌ها با پسوند «-ول» تمام می‌شود.

سفر الکل‌های قندی در بدن درازتر است. رودهٔ باریک بخشی از آن‌ها را می‌گیرد و باقی به رودهٔ بزرگ پایین می‌رود. آنجا دو چیز رخ می‌دهد: مولکولی که جذب نشده آب می‌کشد و باکتری‌های روده آن را به‌گونه‌ای می‌شکنند که گاز بسازد. نفخ و اجابت شل برای همین بیرون می‌آیند. آستانه بر پایهٔ فرد و بر پایهٔ مادّه جابه‌جا می‌شود؛ اریتریتول بیشتر وقت‌ها راحت‌ترین است و سوربیتول یکی از دشوارترین‌ها. همان اندازه که همراه خوراک گرفته شود ناراحتی کمتری می‌دهد. در کسانی که منظم به کار می‌برند شکایت‌ها بیشتر وقت‌ها در چند هفته پس می‌نشینند.

ویژگیشیرین‌کننده‌های پرزورالکل‌های قندی
نام‌هایی که بر برچسب دیده می‌شوندآسپارتام، سوکرالوز، آسه‌سولفام کا، استویاسوربیتول، زایلیتول، مالتیتول، اریتریتول
اندازه‌ای که به فرآورده می‌رودبسیار کوچک، در تراز میلی‌گرمآشکار، در تراز گرم
سهم کربوهیدراتچنان کم که نیست شمرده می‌شودکم، اما صفر نه
زیادی‌اش چه می‌کنداثر گوارشی آشکاری نداردباد، نفخ، اجابت شل
زور مزهبسیار بالاتر از شکرنزدیک به شکر

الکل‌های قندی در هر گرم انرژی‌ای هرچند کم می‌برند، یعنی صفر نیستند. انرژی‌ای که می‌برند از گونه‌ای به گونهٔ دیگر جداست: اریتریتول کمابیش هیچ نمی‌دهد و مالتیتول به شکر نزدیک‌تر می‌ایستد. در آدامس و نعناع‌ها هم همین مادّه‌ها هستند. چند تا از آن‌ها در درون روز جمع را خاموش بزرگ می‌کنند. اینکه عبارت «بدون شکر» بر برچسب دقیقاً چه را دربر می‌گیرد موضوع نوشته‌ای جداست.

در سمت ایمنی تصویر آرام‌تر است. شوراهای کارشناسی مانند ایفسا برای هر مادّه دریافت روزانهٔ پذیرفتنی‌ای تعیین می‌کنند؛ اندازه‌هایی که بر سفره با آن‌ها رویارو می‌شویم بسیار پایین‌تر از این مرز می‌مانند. ارزیابی سازمان جهانی بهداشت دربارهٔ شیرین‌کننده‌های پرزور بر مدیریت وزن برپا شده و کسانی را که دیابت دارند بیرون از دامنه می‌گذارد. مرور کاکرین اما گواه دربارهٔ اثر این مادّه‌ها در دیابت را نابسنده می‌یابد.

در سمت شیرین‌کننده‌های پرزور موضوعی که زیاد کنجکاوی برمی‌انگیزد عادت چشایی است. کامی که پیوسته بسیار شیرین باشد می‌تواند با گذشت زمان خوراکی‌های ساده را بی‌مزه بیابد. این اثر میدانی است که اندازه گرفتنش سخت است. هیچ شیرین‌کننده‌ای به‌تنهایی نظم خوراک را برپا نمی‌کند.

آنچه در کاربرد تعیین‌کننده است این است که شیرین‌کننده جای چه چیزی می‌نشیند. جای نوشیدنی شیرینی را که بگیرد بار کربوهیدرات آن وعده کم می‌شود. به چایی که از پیش ساده نوشیده می‌شود که برود چیز چندانی عوض نمی‌شود. یعنی تصمیم بیش از خود مادّه به همین جابه‌جایی نگاه می‌کند.

این نوشته صفحهٔ خودش را داردبازگشت به کارت

جام پایه‌داری که تنها بر لبه‌ای بتنی در برابر پس‌زمینه‌ای تاریک ایستاده؛ مایع درونش با روشنایی زردِ طلایی می‌درخشد.الکل قند خون را چگونه اثر می‌دهد؟اثر الکل یک‌سویه نیست: کربوهیدراتی که درون نوشیدنی است نخست بالا می‌راند و خود الکل ساعت‌ها پس از آن پایین می‌کشد. کبد هنگام کار کردن بر الکل ساخت گلوکز تازه را می‌ایستاند و این ایستادن دری به افتی با تأخیر باز می‌کند. دو اثر که روی هم بنشینند تصویر درهم می‌شود. · 2 دقیقهبیشتر بخوانید

کبد دو خط جدا دارد که قند خون را سرپا نگه می‌دارند. الکل تنها یکی از این‌ها را می‌ایستاند، خط ساختن گلوکز تازه از هیچ؛ به بیرون دادن از انبار چندان دست نمی‌زند. برای همین انبار که پر باشد اثر سبک می‌ماند و انبار که کم شود همان اثر بسیار آشکارتر می‌شود. اینکه این خط‌ها در گرسنگی دراز با چه ترتیبی به مدار می‌آیند را «نخوردن یک وعده قند خون را چگونه اثر می‌دهد؟» گام‌به‌گام نشان می‌دهد.

سببش شیمیایی است. کبد که الکل را می‌شکند تعادل درون سلول می‌لغزد، اسید لاکتیک انباشته می‌شود و خط ساختن گلوکز تازه کند می‌شود. انبار اما پس از شام هرچه ساعت بگذرد آهسته‌آهسته آب می‌شود. پس از فاصله‌ای دراز، در خواب شب یا پس از جنبش روز، انبار از پیش نازک شده است. دو حال که بر هم بیفتند زمین برای افت آماده است.

مرحلهچه می‌شودسببش
ساعت‌های نخستنوشیدنی که کربوهیدرات ببرد بالا رفتنشکر و نشاسته تند جذب می‌شوند
ساعت‌های پس از آنساخت گلوکز تازه می‌ایستدکبد پیشی را به الکل می‌دهد
شب و روز پس از آنخطر افت با تأخیرانبار کم می‌شود، ساخت هنوز کند است
در هر مرحلهنشانه‌های هشدار کدر می‌شوندمستی و نشانه‌های افت به هم می‌مانند

خود نوشیدنی موضوعی جداست. برخی شکر و نشاسته‌ای درخور یادکرد می‌برند و برخی کمابیش هیچ. آمیخته‌های شیرین‌شده، کوکتل‌های میوه‌دار، آبجو و شراب‌های شیرین در ساعت‌های نخست جنبشی رو به بالا می‌سازند. در نوشیدنی‌های تقطیرشدهٔ ساده این بار چنان کم است که نیست شمرده می‌شود. یعنی همان لیوان بر پایهٔ آنچه در آن است دو داستان جدا می‌گوید.

تأخیر شگفت‌ترین سوی این تصویر است. اثر نه هنگام نوشیدن، که ساعت‌ها بعد بیرون می‌آید. پژوهش‌های کوچکی که در دیابت نوع یک انجام شده به خطری اشاره می‌کنند که پس از الکل شامگاه در سراسر شب و تا روز پس از آن می‌کشد. خواب این ساعت‌ها را خاموش می‌کند، زیرا بیشتر نشانه‌هایی که در بیداری فهمیده می‌شوند در خواب از چشم می‌افتند.

دشواری دوم در شناختن است. نخستین موج شکر پایین با مستی از بیرون یکسان به نظر می‌رسند. این نوشته آن نشانه‌ها را یک‌یک نمی‌شمارد؛ فهرستشان در عنوان «افت شکر چگونه فهمیده می‌شود؟» می‌ایستد. پیرامونیان هم می‌توانند به همان خطا بیفتند و یاری دیر می‌رسد. در کسانی که انسولین وعده یا قرص‌هایی که ترشح را بالا می‌برند به کار می‌برند روی هم نشستن این دو اثر بیش از همه اهمیت دارد. در درمان‌های دیگر تصویر بیشتر وقت‌ها نرم‌تر است.

در زندگی روزانه این بیشتر وقت‌ها چنین به نظر می‌رسد: مهمانی‌ای شامگاه، بستر نیمه‌شب، و تصویری نابه‌چشم‌داشت هنگام بیداری. چون در ساعت‌های میان اندازه‌ای گرفته نمی‌شود پیوند از چشم می‌افتد. جامی که با معدهٔ خالی نوشیده شود با همان جام که میان خوراک نوشیده شود جدا رفتار می‌کنند، زیرا تندی جذب و بار کبد عوض می‌شوند.

آنچه تصویر را تعیین می‌کند به اندازهٔ مقدار، بافتار و ساعت است. ردی که الکل می‌گذارد بر پایهٔ درمان، بر پایهٔ آنچه آن روز خورده شده و بر پایهٔ ساعت نوشیدن جابه‌جا می‌شود. راه روشن کردن تصویر خود از پزشکی می‌گذرد که درمان را می‌داند.

این نوشته صفحهٔ خودش را داردبازگشت به کارت

روی تختهٔ چوبی چند خوراکی خام کنار هم: تکه‌ای نان، مشتی برنج، یک سیب و یک کاسه عدس.کدام خوراکی‌ها قند خون را بالا می‌برند؟مادهٔ غذایی‌ای که قند خون را اصل بالا می‌برد کاربوهیدرات است؛ کاربوهیدرات هم نه فقط در چیزهای شیرین، در پنج گروه جداگانهٔ خوراکی هست. پروتئین و چربی اما سرعت و ساعت بالا رفتن را عوض می‌کنند. پرسش اصلی این نیست که کدام خوراکی ممنوع است، بلکه این است که هر گروه چقدر از بشقاب را می‌گیرد. · 2 دقیقهبیشتر بخوانید

گوارش کاربوهیدرات را می‌شکند و به گلوکوز بدل می‌کند و این گلوکوز از رودهٔ باریک به خون می‌رود. کار چربی چیز دیگری است. یک مرور فیزیولوژی آن را نیرومندترین مادهٔ غذایی در به تأخیر انداختن خالی شدن معده می‌داند. پروتئین هم معده را کند می‌کند و افزون بر آن ترشح انسولین را جداگانه برمی‌انگیزد. در وعده‌های پرچرب و پرپروتئین سهم این دو با تأخیر تمام نمی‌شود. خودشان هم به بالا رفتن پس از وعده افزوده می‌شوند. به همین دلیل همان تکه نان، بسته به اینکه کنارش چه باشد، در ساعت‌های متفاوتی به خون می‌رسد. راهنمای کاربوهیدرات سازمان جهانی بهداشت مسئله را بیش از مقدار بر پایهٔ کیفیت می‌سازد: اینکه نشاسته با چه سرعتی گوارده می‌شود و کنارش چقدر فیبر هست. کاربوهیدرات را تک‌تک نبینید. پنج گروه دیدن آسان‌تر است.

  • غله و آرد: نان، ماکارونی، برنج، بیسکویت خشک، برشتوک صبحانه.
  • سبزی نشاسته‌دار: سیب‌زمینی، سیب‌زمینی شیرین، ذرت، نخود فرنگی، کدو حلوایی.
  • حبوبات: لوبیا، نخود، عدس، باقلا.
  • میوه و لبنیات: سیب، موز، انگور، شیر، ماست.
  • شکر و نوشیدنی شیرین: عسل، مربا، آب‌میوه، نوشابهٔ گازدار.

جایی که بیش از همه قاطی می‌شود ردیف دوم و سوم است. دلیلش قفسهٔ فروشگاه است. سیب‌زمینی، ذرت و نخود فرنگی در قفسهٔ سبزی می‌ایستند؛ گوارش آن‌ها را کنار غله می‌گذارد. حبوبات هم همین‌طورند، اما آهسته‌تر. ارزیابی‌ای در مجلهٔ تغذیهٔ بالینی آمریکا می‌نویسد حبوبات نسبت به دیگر خوراکی‌های کاربوهیدراتی نیمی از آن بالا رفتن را می‌سازند. یافتهٔ دوم همان ارزیابی ناراحت‌کننده‌تر است: نانی که از آرد گندم کامل ساخته شده رفتاری چندان جدا از نان سفید ندارد. تفاوت اصلی در کامل بودن غله نیست، در آسیاب شدن یا نشدن دانه است. غله‌ای که به آرد بدل شود، هر غله‌ای که باشد، تند گوارده می‌شود؛ برنج دانه‌کامل آهسته‌تر از آرد همان غله پیش می‌رود.

میوه خورده می‌شود؟
میوه در ردیف چهارم این نقشه، یعنی سمت کاربوهیدرات می‌ایستد. یک سیب کامل و یک لیوان آب‌میوه یک چیز نیستند. تفاله که بیرون برود سرعت بیشتر می‌شود.
همهٔ سبزی‌ها آزادند؟
خیار، گوجه و سبزی برگ‌دار بیرون این نقشه می‌مانند؛ سیب‌زمینی، ذرت و نخود فرنگی در ردیف دوم می‌ایستند.
چرا پنیر و تخم‌مرغ در این فهرست نیستند؟
هر دو در سمت پروتئین و چربی می‌مانند و به اندازهٔ کاربوهیدرات گلوکوز تند به خون نمی‌فرستند. اما ساعت رسیدن نانی را که کنارشان است به تأخیر می‌اندازند؛ در وعده‌ای پر از پروتئین و چربی، بالا رفتن می‌تواند به ساعت‌ها پس از وعده کشیده شود.

این نقشه فهرست ممنوع‌ها نیست، فهرست حسابداری است. دو خوراکی از یک گروه که کنار هم بایستند هر دو به عدد وارد می‌شوند؛ نان و آب‌میوه در صبحانه چنین جفتی هستند.

بعدی: چه می‌خورم مهم است یا چقدر می‌خورم؟

این نوشته صفحهٔ خودش را داردبازگشت به کارت

این نوشته فقط برای اطلاع است؛ نه تشخیص بیماری است، نه دستور درمان یا مقدار. تصمیم درمان شما همیشه همان است که همراه با پزشکتان می‌گیرید.

تمام وبلاگ