ForMyGluco
وبلاگواژه‌نامه← به صفحهٔ نخست

در درازمدت چه می‌شود

به کدام اندام‌ها می‌رسد

4 نوشته

ظرف نمونهٔ شفافی روی میز آزمایشگاه و کنارش نوار آزمایشی بسته؛ پس‌زمینه روشن و خالی است.دیابت با کلیه چه می‌کند؟کلیه‌ها دستگاهی از بیش از یک میلیون صافی کوچک‌اند که شب و روز خون را صاف می‌کنند. شکری که در دیابت بالا پیش می‌رود پردهٔ این صافی‌ها را در گذر سال‌ها می‌ساید و پروتئینی که باید در خون بماند به ادرار تراوش می‌کند. دگرگونی مدتی دراز خاموش پیش می‌رود؛ نخستین خبر را نه شکایت، دو اندازه‌گیری ساده می‌دهند. · 3 دقیقهبیشتر بخوانید

در هر کلیه نزدیک یک میلیون واحد کوچک هست که خون را صاف می‌کنند و گلومرول نامیده می‌شوند. کار این واحدها جدایی‌ای باریک است؛ زائده و آب افزوده را می‌گذرانند و پروتئین به‌درد‌بخور را در خون نگه می‌دارند. پرده‌ای که این جدایی را می‌کند مانند صافی‌ای کار می‌کند که کنار تار مو هم باریک می‌ماند.

شکر که مدتی دراز بالا بماند این نظم به هم می‌خورد. در دورهٔ زودهنگام در بسیاری صافی‌ها به کار افزوده می‌افتند؛ فشار درونشان بالا می‌رود و خون را تندتر از معمول صاف می‌کنند. تند شدن از بیرون بی‌آزار به نظر می‌رسد اما کشش روی پرده را زیاد می‌کند. در گذر سال‌ها پرده ضخیم می‌شود، سلول‌هایی که صافی را در بر گرفته‌اند می‌سایند و صافی دیگر مانند گذشته گزینشگر نمی‌ماند.

پرده که تراوش آغاز کند نخستین پروتئینی که به ادرار می‌رود آلبومین است. مقدار در آغاز چنان کم است که آزمایش معمولی ادرار آن را نمی‌گیرد. به این تصویر میکروآلبومینوری می‌گویند؛ راهنماهای امروزی کلیه برای همین چیز نام آلبومینوری افزوده در حد میانه را به کار می‌برند. برای اندازه‌گیری نمونه‌ای کوچک از نخستین ادرار صبح بس است.

اندازهٔ دوم خود سرعت صاف کردن است. آزمایشگاه درجهٔ کراتینین خون گرفته‌شده از بازو را با خبر سن و جنس می‌آمیزد و مقدار eGFR را حساب می‌کند. حرف e در آغاز به معنای تخمینی است، چون هیچ دستگاهی سرعت صاف کردن را مستقیم اندازه نمی‌گیرد.

کم شدن توان صاف کردن نتیجه‌ای هم دارد که به زندگی روزمره می‌رسد. انسولین خون و برخی داروهای شکر که از کلیه بیرون می‌روند مانند گذشته تند پاک نمی‌شوند و اثرشان درازتر از انتظار می‌ماند. دگرگونی سمت کلیه به همین دلیل خطر افت قند را هم بالا می‌کشد. سبب‌های افت را نوشتهٔ «چرا قند خون می‌افتد؟» گرد می‌آورد.

اندازه‌گیریچه نشان می‌دهداز کجا دیده می‌شود
میکروآلبومینوریآغاز تراوش پردهٔ صافینمونهٔ ادرار
eGFRتخمین توان صاف کردن کلیهخون گرفته‌شده از بازو
فشار خونبار فشاری که بر صافی‌ها می‌افتدبازوبند فشار

چرا این دو اندازه‌گیری با هم معنا می‌گیرند؟ چون آسیب در همه یک ترتیب را دنبال نمی‌کند و در برخی افراد بی‌آنکه آلبومین ادرار هیچ زیاد شود توان صاف کردن کم می‌شود. دیدن تنها یکی، دگرگونی آن فرد را یکسره از چشم می‌اندازد. یک نتیجهٔ بالا هم بس نیست؛ تب، التهاب مجرای ادرار یا ورزشی سنگین که تازه انجام شده می‌توانند آلبومین را موقت بالا ببرند. نه یک نتیجه، چند نتیجه با هم معنا برمی‌دارند.

وزن فشار خون اینجا عنوانی جداست. چون واحدهای صافی ساختارهایی حساس به فشارند، فشار خون بالا فشار درونی‌ای را که از پیش زیاد شده باز هم بالاتر می‌کشد. شکر و فشار خون دو بار جدا را بر یک بستر رگی می‌گذارند. سبب اینکه بازوبند در پیگیری کلیه این‌قدر می‌آید هم همین است.

نفروپاتی دیابتی مدتی دراز هیچ شکایتی نمی‌دهد؛ دردی نیست، شکل ادرار عوض نمی‌شود و خستگی‌ای ویژه بیرون نمی‌آید. به همین دلیل پیگیری بی‌آنکه منتظر شکایت بماند ادرار و خون را با فاصله‌های منظم می‌آزماید.

مرحلهٔ پیش‌رفته اما نشان‌های خود را دارد. ورم در قوزک پا و پلک، ادراری که با کف فراوان می‌آید، کم شدن اشتها و بی‌رمقی‌ای که وصف نمی‌شود در همین گروه‌اند. این‌ها نشان دورهٔ زودهنگام نیستند، نشان تصویری هستند که راه بسیاری رفته. معنای خاموشی هم درست همین‌جاست.

راه یک‌طرفه نیست، اما دو سمت هم‌وزن هم نیستند. در کاری که مبتلایان به نوع ۲ را سال‌ها دید، آلبومین افزودهٔ دورهٔ زودهنگام در گروهی به معمولی بازگشت. با این حال در کل جامعه پیش رفتن بر بازگشتن چربید (Qiao و همکاران، ۲۰۲۵). دگرگونی‌ای که زود دیده شود سیری دارد که می‌شود دنبالش کرد؛ ارزش اندازه‌گیری هم همین‌جا می‌ایستد.

این نوشته صفحهٔ خودش را داردبازگشت به کارت

نمای پله‌ها از پایین به بالا؛ نرده رو به بالا می‌رود و بخش بالایی در روشنایی محو است.چرا دیابت بر قلب اثر می‌گذارد؟در دیابت ذهن نخست به سمت رگ‌های باریک می‌رود؛ حال آنکه دگرگونی رگ‌های بزرگی که قلب را می‌پرورند سال‌ها خاموش پیش می‌رود. شکر جمع شدن پلاک در دیوارهٔ سرخرگ را تند می‌کند و گرایش خون به لخته شدن را بالا می‌برد. سبب دیگری هم برای عنوان جدا شمردن قلب هست: شیوهٔ خبر دادنش عوض می‌شود. · 3 دقیقهبیشتر بخوانید

سطح درونی سرخرگی سالم با آستری لغزنده پوشیده است که از یک ردیف سلول ساخته شده. این آستر که بساید ذره‌های کلسترول خون به درون دیواره می‌تراوند و همان‌جا می‌مانند. سلول‌های ایمنی برای پاکسازی می‌آیند، چربی بار می‌کنند و از جای خود برنمی‌خیزند. آنچه جمع می‌شود با گذر زمان به پلاکی بدل می‌شود؛ کلاهکی رشته‌ای و سفت رویش می‌نشیند.

رگ تنگ می‌شود، اما رویداد اصلی خود تنگ شدن نیست. نقطهٔ شکستن این است که آن کلاهک نازک شود و پاره شود، و در لحظهٔ پاره شدن خون لخته شدن آغاز کند؛ رگ می‌تواند در مدتی کوتاه بسته شود. تصویری که سکتهٔ قلبی نامیده می‌شود بیشتر وقت‌ها نتیجهٔ تنگ شدنی آهسته نیست، نتیجهٔ بسته شدنی ناگهانی است.

دیابت نه به یک حلقهٔ این زنجیر، به چند حلقه با هم دست می‌زند. آستر درونی رگ کار خود را زود از دست می‌دهد، پلاکت‌های خون آسان‌تر جمع می‌شوند و لخته‌ای که ساخته می‌شود سخت گشوده می‌شود. پخش چربی خون هم عوض می‌شود؛ ذره‌های کوچک و غلیظ راحت‌تر به دیواره وارد می‌شوند. نتیجه این است که بار پلاک نسبت به کسی هم‌سن زودتر و پخش‌تر جمع می‌شود.

نقطهٔ اصلی از اینجا آغاز می‌شود. خبر دردی را که از قلب می‌آید اعصاب خودکاری برمی‌دارند که قلب را در بر گرفته‌اند و در دیابت این اعصاب می‌توانند بسایند. خبر ضعیف می‌شود یا اصلاً نمی‌رسد. مجموعه‌ای گسترده که بیست و دو کار را یکی کرد، یافت که آمدن کسانی که دیابت دارند در هنگام سکتهٔ قلبی بدون درد سینه آشکارا بیشتر است (Kumar و همکاران، ۲۰۲۳). در کاری گسترده که بزرگ‌سالان نوع ۲ را دید هم، در کسانی که نرمش ضربان قلبشان کم شده بود سکتهٔ قلبی‌ای که «خاموش» نامیده می‌شود بیشتر دیده شد.

درد که کم‌رنگ شود تصویر به جامه‌های دیگری درمی‌آید و نشان‌هایی که شناخته می‌شوند این‌ها می‌شوند:

  • نفسی که در سربالایی‌ای آشنا یا روی چند پله بریده می‌شود
  • در سینه بیش از درد، حس فشار و تنگی یا پری
  • ناراحتی‌ای مبهم که به فک، گردن، شانه، بازو یا میان دو کتف می‌زند
  • سنگینی‌ای که بالای معده مانند سوءهاضمه می‌ایستد، تهوع
  • عرق سرد بی‌سبب، سستی‌ای ناگهانی، سیاهی رفتن چشم

نکتهٔ مشترک این نشان‌ها این است که آسان به چیز دیگری نسبت داده می‌شوند؛ به خستگی، به سن یا به غذایی سنگین. در دیابت دامی دیگر هم هست: عرق سرد، سستی و سیاهی رفتن چشم زبان افت قند هم هستند. اگر با وجود برطرف شدن کمبود شکر این‌ها ادامه یابند، توضیح در جای دیگری جسته می‌شود.

آنچه جدا می‌کند تازگی و زمان است. چیزی که پیش‌تر هرگز رخ نداده با تحرک بیرون بیاید و با آسایش پس بنشیند، قلب هم درون آن تصویر می‌آید. در کسی که اعصابش ساییده باشد این حس می‌تواند اصلاً زاده نشود؛ برخوردن به نشان سکته‌ای کهنه در نوار قلب بعدها به همین دلیل نادر نیست.

اینجا دو مقیاس زمانی جدا هست. تصویری که با تحرک بیرون می‌آید و با آسایش می‌رود، سیری است که بر هفته‌ها پخش شده. همان نشان‌ها که ناگهان با هم آغاز شوند و با آسایش نروند مقیاس عوض می‌شود: رگ که بسته شود ماهیچهٔ قلب در دقیقه‌ها و ساعت‌ها آسیب می‌بیند. دومی تصویری است که نه با پیگیری منتظر می‌مانند، بلکه فوری ارزیابی می‌شود.

بودن فشار خون و چربی خون در همین تصویر اتفاق نیست. هر سه بر همان دیوارهٔ رگ فشار می‌آورند و اثرشان روی هم می‌نشیند. پیگیری‌ای که تنها به شکر نگاه کند بی‌آنکه بخش بزرگ تصویر را ببیند بسته می‌شود. دیدن هر سه با هم چه عوض می‌کند؟ پاسخ این پرسش را «جز قند چه چیزی دیده می‌شود؟» می‌دهد.

خاموشی اینجا ضمانتی نیست. تنها معنایش این است که خبر نرسیده. بودن سمت قلب در میان عنوان‌هایی که پیش از پیدا شدن شکایت پیگیری می‌شوند هم به همین دلیل است.

این نوشته صفحهٔ خودش را داردبازگشت به کارت

نقشهٔ کاغذی و کهنهٔ شبکهٔ رگ‌های خون که به دیوار زده شده؛ خط‌ها دیده می‌شوند اما نوشته خوانا نیست.شکر به کدام اندام‌ها دست می‌زند؟گلوکوز بالا مستقیم به اندام‌ها دست نمی‌زند؛ نخست سطح درونی رگ‌هایی را می‌ساید که آن‌ها را می‌پرورند. آسیب در دو مقیاس جدا جمع می‌شود: در رگ‌های باریک چشم و کلیه و اعصاب، و در سرخرگ‌های بزرگ قلب و مغز و پاها. سازوکار این دو مقیاس هم جداست، سرعتشان هم، نشان‌هایشان هم. · 3 دقیقهبیشتر بخوانید

خون به هر اندامی از راه رگ می‌رود. رخ درونی رگ را لایه‌ای باریک از سلول می‌پوشاند. نامش اندوتلیوم است. گلوکوزی که مدتی دراز بالا پیش می‌رود نخست همین لایه را می‌ساید: روندهای التهاب تند می‌شوند، بار اکسایشی بالا می‌رود و توان شل شدن رگ کم می‌شود. آسیب در بیشتر اندام‌ها از همین‌جا آغاز می‌شود. اعصاب جدا می‌ایستند؛ آن‌ها هم از رگ باریکی که می‌پرورد اثر می‌گیرند و هم مستقیم از بار سوخت‌وسازی. اینکه کدام اندام به صف می‌آید را این تعیین می‌کند که آن رگ در بدن کجا را می‌پرورد.

شبکهٔ رگ یک اندازه نیست. ساییدگی در دو مقیاس جمع می‌شود. سازوکار هر دو هم جداست. در رگ‌های باریک پردهٔ پایه ضخیم می‌شود، رگ‌ها بسته می‌شوند و یکی‌یکی ناپدید می‌شوند؛ خونی که به بافت پرورده‌شان می‌رود کم می‌شود. این مقیاس به پردهٔ شبکیهٔ چشم، به واحدهای صاف‌کنندهٔ کلیه و به رگ‌هایی که اعصاب را می‌پرورند مربوط است. در سرخرگ‌های بزرگ تصویر دیگری هست: در دیواره پلاک چرب جمع می‌شود، رگ تنگ می‌شود و گرایش به لخته بالا می‌رود. سرخرگ‌های قلب و مغز و پا در همین سمت‌اند. اینکه پلاک چگونه برپا می‌شود و شکستن اصلی چرا در لحظهٔ پاره شدن می‌آید موضوع نوشتهٔ قلب و رگ است.

مقیاسبه کجا دست می‌زنددر رگ چه می‌گذرد
رگ‌های باریکچشم، کلیه، اعصابپردهٔ پایه ضخیم می‌شود، رگ‌ها بسته می‌شوند، بافت بی‌خون می‌ماند
سرخرگ‌های بزرگقلب، مغز، پاهادر دیواره پلاک جمع می‌شود، رگ تنگ می‌شود، گرایش به لخته بالا می‌رود

زمان هم جداست. سمت رگ باریک از همه محکم‌تر به گلوکوز بسته است؛ پیوند میان شکر میانگین و خطر اینجا از میان آنچه اندازه گرفته شده نیرومندترین است. در سمت رگ بزرگ گلوکوز تنها تعیین‌کننده نیست، فشار خون و چربی خون دست‌کم به همان اندازه وزن برمی‌دارند. در نوع دو ساییدن رگ بزرگ بیشتر وقت‌ها پیش از گذاشته شدن نام آغاز شده است؛ حتی وقتی شکر بر مرز پیش می‌رود خطر قلب و رگ از پیش بالا رفته. یکی خاموش جمع می‌شود و دیگری خود را با یک رویداد می‌شناساند.

خاموشی سخت‌ترین سوی این نقشه است. آسیب رگ باریک هنگام آغاز نه درد می‌دهد و نه بینایی را خراب می‌کند؛ فرد خود را خوب حس می‌کند و رگ‌ها آغاز به عوض شدن کرده‌اند. دورهٔ زودهنگام به همین دلیل نه با حس، با نگاه گرفته می‌شود: به پشت چشم نگاه می‌شود، در ادرار آلبومین جسته می‌شود، در پا حس آزموده می‌شود. در سمت رگ بزرگ نخستین نشان بیشتر وقت‌ها در لحظه‌ای از زور بیرون می‌آید. تنگی سینه هنگام بالا رفتن از پله، دردی که هنگام راه رفتن در ساق آغاز می‌شود و با ایستادن می‌رود، سردتر ماندن آشکار یک پا از پای دیگر.

آیا همهٔ اندام‌ها هم‌زمان اثر می‌گیرند؟
نه، دو مقیاس با ساعت‌های جدا کار می‌کنند. در کسی گرفته شدن چشم آشکار است و توان صاف کردن کلیه همان‌طور سر جای خود می‌ایستد. در همان فرد سمت رگ بزرگ می‌تواند بی‌آنکه صدایی بدهد پیش برود.
جمع شدن آسیب چقدر می‌کشد؟
یک تقویم نیست. به اندازهٔ مدت، فشار خون و چربی خون و سیگار هم وزن برمی‌دارند. نوع دو مدتی دراز خاموش می‌ماند، پس هنگام گذاشته شدن تشخیص، گرفته شدن چشم یا کلیه در بخشی از افراد از پیش آغاز شده است.
آیا مغز هم در این نقشه هست؟
بله، در سمت رگ بزرگ. در سرخرگ‌هایی که مغز را می‌پرورند هم همان روند پلاک کار می‌کند؛ بالا رفتن خطر سکتهٔ مغزی از همین‌جا می‌آید. سکتهٔ مغزی خود را آهسته‌آهسته نه، ناگهان می‌شناساند: افتادن یک سوی چهره، ناتوانی‌ای که در یک بازو پدید می‌آید، خراب شدن سخن گفتن، رفتن بینایی یک چشم. این تصویر با دقیقه اندازه گرفته می‌شود و ارزیابی پزشکی فوری می‌خواهد.

نقشه اینجا تمام می‌شود و خود راه تمام نمی‌شود. هر اندام نشان‌های خود، شیوهٔ نگاه کردن خود و مقیاس زمانی خود را دارد؛ این‌ها را نوشته‌های جدا یکایک باز می‌کنند. نکتهٔ مشترک این است: چشم و کلیه و اعصاب و قلب و پا اندام‌هایی دور از هم به نظر برسند هم، نشانی‌های جدای یک داستان رگ‌اند.

این نوشته صفحهٔ خودش را داردبازگشت به کارت

دستگاه معاینهٔ چشم در اتاق معاینه با پس‌زمینهٔ محو؛ روی فلز آن نور می‌درخشد.دیابت با چشم چه می‌کند؟دیابت به چشم از راه شبکیه دست می‌زند: رگ‌های باریکی که پردهٔ شبکیه را می‌پرورند نخست می‌تراوند و سپس بسته می‌شوند. در مرحلهٔ پیش‌رفته رگ‌های نازک تازه پدید می‌آیند. مهم‌ترین نکته این است: در مرحلهٔ زودهنگام بینایی هیچ خراب نمی‌شود. غربالگری به همین دلیل منتظر شکایت نمی‌ماند، به پشت چشم نگاه می‌کند. · 3 دقیقهبیشتر بخوانید

شبکیه پردهٔ باریکی است که دیوارهٔ پشت چشم را می‌پوشاند. سلول‌هایی که روشنایی را به پیام بدل می‌کنند همان‌جا ایستاده‌اند. این لایه را باریک‌ترین رگ‌های بدن می‌پرورند. گلوکوزی که مدتی دراز بالا پیش می‌رود دیوارهٔ آن رگ‌ها را سست می‌کند: سلول‌های نگهدارنده ناپدید می‌شوند و پردهٔ پایه ضخیم می‌شود. دیواره که تراوا شود مایع و پروتئین به شبکیه می‌تراوند؛ همان روند بخشی از رگ‌ها را هم یکسره می‌بندد.

ناحیه‌ای که بسته می‌شود بی‌اکسیژن می‌ماند. شبکیه کمک می‌خواهد. اشاره‌های رشد که بیرون می‌آیند رگ‌های تازه می‌سازند. مشکل این است که این رگ‌های تازه نازک‌اند و خون می‌دهند؛ مرحلهٔ پیش‌رفتهٔ رتینوپاتی دیابتی همین است. خون که درون چشم پخش شود منظره ناگهان تار می‌شود یا لکه‌های سیاه شناور پدید می‌آیند.

ورم ماکولا عنوانی جداست. ماکولا ناحیهٔ دید تیز درست در میانهٔ شبکیه است. صفحهٔ تلفن و چهره‌ها و نوشته با همان خوانده می‌شوند. مایعی که می‌تراود اینجا جمع شود شبکیه ضخیم می‌شود و دید میانی کدر می‌شود. بزرگ‌ترین سبب کم شدن بینایی در دیابت همین است و بی‌آنکه منتظر مرحلهٔ پیش‌رفتهٔ رتینوپاتی بماند بیرون می‌آید.

فریبنده‌ترین سوی مرحلهٔ زودهنگام خاموشی آن است. رگ‌ها عوض شدن آغاز کرده باشند و تیزی بینایی کامل سر جای خود می‌ماند؛ نه خواندن خراب می‌شود و نه رانندگی. رتینوپاتی به همین دلیل نه با شکایت، با نگاه گرفته می‌شود. در معاینهٔ پشت چشم مردمک با قطره بزرگ می‌شود و سپس پزشک با روشنایی‌ای ویژه یا با دوربین شبکیه به شبکیه نگاه می‌کند. آنچه می‌جوید خود رگ‌هاست: بادکردگی‌های کوچک در رگ‌های باریک، خونریزی‌های نقطه‌ای، لکه‌های زردفام که تراوش به جا گذاشته. استانداردهای مراقبت انجمن دیابت آمریکا این معاینه را بی‌آنکه نشانه‌ای جسته شود پیش می‌آورند؛ اینکه آغاز بر پایهٔ نوع دیابت چرا جابه‌جا می‌شود را نوشتهٔ غربالگری برمی‌دارد.

چشم که خود را شناساندن آغاز کند چیزهایی که فهمیده می‌شوند این‌هایند:

  • کدر شدن درست در میانهٔ بینایی؛ موج‌دار یا شکسته دیده شدن خط‌های راست
  • لکه‌های شناوری که ناگهان پدید می‌آیند، سایه‌هایی مانند مو، مِهی سرخ‌فام
  • پرده یا سایه‌ای ثابت که بر گوشه‌ای از میدان بینایی می‌افتد
  • درخششی که شب گرد چراغ خودروها زیاد می‌شود، سختی خو گرفتن به تاریکی
  • تاری‌ای که با بستن یک چشم فهمیده می‌شود و در چشم دیگر نیست

بخش بزرگ این نشان‌ها در چند روز جا می‌افتند. همه چنین نیستند. پردهٔ ناگهانی، لکه‌هایی که یک‌باره پرشمار می‌شوند یا بینایی‌ای که در یک چشم تند می‌افتد اما جدا می‌ایستند. خونریزی درون چشم و جدا شدن شبکیه در مقیاس ساعت پیش می‌روند و ارزیابی فوری چشم می‌خواهند. آنچه شتاب را تعیین می‌کند سنگینی نشانه نیست، ناگهان آمدن آن است.

وقتی بینایی خوب است هم غربالگری چشم لازم است؟
بله، و سببش درست همین است: رتینوپاتی زودهنگام بر بینایی اثر نمی‌گذارد. دگرگونی رگ‌های باریک تنها با نگاه کردن به شبکیه بیرون می‌آید؛ فرد در آن هنگام هیچ چیز حس نمی‌کند.
آیا تاری دید همیشه رتینوپاتی است؟
نه، گونه‌ای گذرا هم هست. گلوکوز که تند عوض شود تعادل آب عدسی چشم به هم می‌خورد، توان شکست آن جابه‌جا می‌شود و منظره صاف نمی‌آید. گلوکوز که بنشیند عدسی به حال پیشین بازمی‌گردد؛ این جمع شدن هفته‌ها می‌کشد، پس شمارهٔ عینکی که در این دوره اندازه گرفته شود نشسته شمرده نمی‌شود. تاری‌ای که به شبکیه بسته است اما همراه با کدر شدن میانه، کجی یا لکه‌های شناور می‌آید.
شکر که سامان بگیرد رتینوپاتی برمی‌گردد؟
بخشی از دگرگونی‌های مرحلهٔ زودهنگام می‌ایستند و حتی پس می‌نشینند. رگ‌های تازه‌ای که در مرحلهٔ پیش‌رفته ساخته می‌شوند و آسیب ماکولا خودبه‌خود بازنمی‌گردند؛ درمان آنجا به سمت نگه داشتن بینایی می‌رود.

مقیاس زمانی رتینوپاتی با سال شمرده می‌شود. مرحلهٔ زودهنگام هیچ نشانی نمی‌گذارد. به همین دلیل باارزش‌ترین خبر دربارهٔ چشم این نیست که چشم چگونه می‌بیند، بلکه این است که پشت آن چگونه دیده می‌شود.

این نوشته صفحهٔ خودش را داردبازگشت به کارت

این نوشته فقط برای اطلاع است؛ نه تشخیص بیماری است، نه دستور درمان یا مقدار. تصمیم درمان شما همیشه همان است که همراه با پزشکتان می‌گیرید.

تمام وبلاگ