نشانهها و وضعیتهای فوری
افت قند
6 نوشته
افت قند هنگام رانندگی چه را خراب میکند؟کاری که پشت فرمان انجام میشود گرانترین کارهای مغز را همزمان و بیوقفه به کار میاندازد. توجه، چشمی که جاده را میکاود و تصمیم ثانیهای بخشی از همین جریاناند. قند خون که پایین بیاید هر سه با هم ضعیف میشوند؛ در شبیهساز رانندگی خراب میشود، راننده آن را حس هم میکند و درست کردن با این حال دیر میآید. · 2 دقیقهبیشتر بخوانید
هر دقیقهای که در جاده میگذرد از مغز کاری بیوقفه میخواهد. دیدن خط عبور، کاویدن آینهها و حدس زدن فاصله با هم پیش میروند. مغز گلوکوز انبار نمیکند. جریان که نازک شود گرانترین کارها زودتر لنگ میزنند. تمام فهرست کارهای جاده هم در همان سمت گران است. لنگیدن هم در توجه و سرعت تصمیم دیده میشود و هم در کار دست؛ این دو با هم بهصورت یک بههمخوردگی ادراکی و حرکتی اندازه گرفته میشوند. درجهای که هنگام نشستن آرام کوچک به نظر میرسد، در کسی که پشت فرمان است به فاصلهای اندازهگرفتنی بدل میشود.
تجربهای در شبیهساز هست که این لنگیدن را مستقیم میسنجد. بزرگسالان نوع ۱ نخست در سیر معمولی و سپس با قند خونی که پلهپله پایین آورده شد در همان دستگاه راه رفتند. رانندگی در هر سه پلهٔ پایین خراب شد؛ حتی در ملایمترین پله هم خرابی اندازه گرفته شد. شرکتکنندگان خرابی را حس میکردند. این حس کردن همراه با فهمیدن خود افت و همراه با نشانههای سمت مغز پیش رفت؛ خود خرابی رانندگی اما با نشانههای بدنی مانند لرزه و عرق پیوند خورد. با این همه رفتار درستکننده تنها در پایینترین پله پدید آمد. ثبت همزمان موج مغزی هم به همان سو نگاه میکرد: موج کندی که همراه نوروگلیکوپنیا زیاد میشد، راه رفتار درستکننده را میبست.
دادههای دوم از میدان میآیند. بیش از چهارصد راننده یک سال، ماه به ماه گزارش پر کردند. در میان گونههای رویداد گزارششده، از دست دادن مهار خودرو، به یاد نیاوردن بخشی از جاده پس از آن، و سپردن فرمان به کسی که کنار نشسته بود آمده بود. بیش از نیمی از رانندگان در طول سال دستکم یک بار رویداد رانندگی بستهٔ افت را گزارش کردند. بسامد همراه با مسافتی که در جاده گذشته و همراه با افتی سنگین که پیشتر گذشته بود بالا میرفت.
در عنوان «قند که افتاد چه باید کرد؟» راهی هست که پس از فهمیدن افت گرفته میشود. زمین مشترک این رویدادها اما نوروگلیکوپنیاست، یعنی موج دومی که با بیسوخت ماندن مغز میآید. در این موج سرعت اندیشیدن، انتخاب کردن و در تمرکز ماندن با هم سنگین میشوند. اشارههای بدنی پیش از آن میآیند. افتهایی که تکرار میشوند میتوانند این اشاره را در گذر سالها کوتاه کنند.
یافتهٔ سوم دربارهٔ آن است که در پایان صف چه میشود. در بزرگسالانی که قند خونشان با مهار پایین آورده و دوباره بالا برده شد، آزمونهای شناختی یک ساعت و نیم ادامه یافتند. اندازهای که پشت سر ماند آزمونی بود که انتخاب تند از میان بیش از یک گزینه را میآزماید؛ پس از آنکه عدد سر جای خود نشست هم چهل دقیقه پایین ماند. آزمون دنبال کردن نشان که ترتیب را میسنجد بسیار زودتر جمع شد. در این اندازهگیریها لحظهٔ جمع شدن عدد و لحظهٔ جمع شدن سرعت انتخاب روی هم نیفتادند.
افت قند در شب چگونه فهمیده میشود؟افتی که در خواب رخ میدهد بیشتر وقتها بیآنکه فهمیده شود میگذرد، چون نشانههایی که انتظار میرود بیدار کنند در طول شب ضعیف میشوند. آنچه به صبح میرسد نشانهایی است: سری سنگین، شبی عرقکرده، بیداریای بیآسایش. این نوشته همان نشانها را و اینکه چرا شب برشی جداست میگوید. · 3 دقیقهبیشتر بخوانید
شب درازترین فاصلهٔ ناشتای روز است و در این فاصله کسی اندازه نمیگیرد. انسولین یا دارویی که ترشح انسولین را زیاد میکند اثر خود را ادامه دهد و بار تازهای از کاربوهیدرات نرسد، قند خون میتواند ساعتها خاموش به پایین بخزد. اگر بیدار بودید بدن این را به یک زنگ بدل میکرد. در خواب آن زنگ ضعیف میشود.
واکنش بیدار شدن در آزمایشگاه خواب مستقیم اندازه گرفته شد. قند خون با مهار پایین آورده شد. بیشتر داوطلبان سالم بیدار شدند. از شرکتکنندگان نوع ۱ تنها یکی بیدار شد. در کاری جدا که با نوع ۲ پیش رفت هم، شمار بیدار شدن در شبی که شکر پایین آورده شد از شب معمولی همان افراد کمتر درآمد. بیش از نیمی از افتهایی که سنگین پیش میروند به شب میافتند.
آنچه میماند نشانهایی است که هنگام بیدار شدن در صبح حس میشوند. آنها ثبت شب را نگه نمیدارند اما سمت را نشان میدهند. بخشی از این نشانها نه از صبح خود خفته، بلکه از شنیدههای کسی میآید که آن شب بیدار بوده. اینکه در کسی که خوابیده افت چگونه فهمیده میشود را عنوانی دیگر برمیدارد.
| نشانی که به صبح میرسد | پشت آن چیست |
|---|---|
| بالش نمدار، ملحفهای خیس از عرق | هورمونهای فشار که در برابر افت بیرون میآیند عرق را برمیانگیزند |
| سردردی که تپنده آغاز میشود | مغز شب را با نوسان سوخت دستوپنجه نرم کرده |
| خسته بیدار شدن پیش از زنگ ساعت | خواب ادامه دارد اما خاصیت آسایشبخش خود را از دست میدهد |
| خوابی بیقرار و صدادار که کنارتان شنیده | افت جریان خواب را میشکند |
| خلقی پریشان در نخستین ساعتهای صبح | نشان افت شب که به روز بعد کشیده میشود |
سبب دیده نشدن شب ساده است: اندازهگیری از نوک انگشت در خواب تکرار نمیشود. سامانههای پایش پیوستهٔ گلوکوز این خلأ را پر میکنند، چون بیآنکه از فرد چیزی بخواهند ثبت را در طول شب ادامه میدهند. این سامانهها که فراگیر شدند روشن شد افتهای شبانه بیش از آنچه پنداشته میشد رخ میدهند و از افتهای روز درازترند. برای کسی که سامانهٔ پایش ندارد نشانهای صبح میماند. اندازه گرفتن در میانهٔ شب راهی جداست که تیم دیابت میتواند پیش بکشد.
نشانهایی که به صبح میرسند یکایک که دیده شوند معمولی به نظر میرسند. خستگی و درد و خوابی بد از سببهای بسیار دیگری هم میآیند. آنچه جدا میکند تکرار است: بازگشتن منظم همان نشانها پس از شبهایی معین. نوشتن اینکه پس از کدام شبها میآیند کار را آسان میکند: ساعت شام، تحرک آن روز، آخرین اندازهگیری پیش از خواب. به اشتراک گذاشتن این الگو با تیم دیابت، عملیترین راه دیدنی کردن شب است.
پرسشی باز میماند. پس از دیدن نشان چه؟ افت شب جور دیگری از افت روز پیش نمیرود و راهی که پس از فهمیدن گرفته میشود در نوشتهٔ «قند که افتاد چه باید کرد؟» ایستاده. ویژگی خود شب این است: به کسی که نمیشود بیدارش کرد، چیزی که از راه دهان داده شود کار نمیکند. در آن ساعت کسی که تصویر را میخواند خفته نیست، کسی است که کنارش هست. به همین دلیل دانستن گلوکاگون برای کسی که در همان خانه میخوابد به اندازهٔ شناختن نشانهای صبح مهم است. آنچه کنارتان در طول شب دیده هم بخشی از ثبت است و اینکه چه عوض شود را تیمی تصمیم میگیرد که ثبت را میبیند.
چرا قند خون میافتد؟قند خون خودبهخود نمیافتد، چون هر افت از ناهماهنگی میان گلوکوزی که میرسد و اثری که آن را به سلول میبرد بیرون میآید. گاهی وعدهای که رها شده، گاهی روزی که بیش از معمول پرتحرک بوده، گاهی نتوانستن کلیه در پاک کردن دارو مثل گذشته. این نوشته سببهای پراکنده را زیر یک سقف گرد میآورد. · 3 دقیقهبیشتر بخوانید
تقریباً همهٔ افتهایی که در دیابت رخ میدهند از خود درمان بیرون میآیند. در بدن ترازویی هست. یک سو اثری که قند خون را پایین میآورد. سوی دیگر سرچشمههایی که آن را بالا نگه میدارند. سمت پایینآورنده انسولین و داروهایی است که لوزالمعده را برمیانگیزند؛ سولفونیلاوره و گلیناید در همین گروهاند. سمت بالانگهدارنده غذایی است که خورده شده، ذخیرهٔ کبد و هورمونهایی که افت را حس میکنند و به کار میافتند. افت یعنی خم شدن نامنتظر ترازو. در دارویی که اثرش دراز است این خم شدن میتواند نه بر ساعت گرفتن دارو، بلکه بر ساعتهای پس از آن بیفتد.
ترازو که خم شود بدن آن را نشان میدهد. با کدام نشانها نشان میدهد موضوع نوشتهای جداست؛ «افت قند چگونه فهمیده میشود؟» آن جا را از آغاز تا پایان میگوید. پرسش اینجا نشان نیست، سبب خم شدن ترازوست. شناختن سببها، بازگشتن به روز و نگاه کردن به آن را هنگام پیدا شدن نشان آسان میکند.
ترازو بیش از همه از سمت وعده به هم میخورد. غذا که دیر بیاید یا یکسره رها شود، باری که دارو انتظارش را داشت نمیرسد و اثر پایینآورنده بیمقابل کار میکند. تحرک هم بر سر دیگر همین ترازو فشار میآورد. روزی نامعمول (کیسههای بازار که با پله بالا برده شدهاند، کار باغی که دراز شده) کشیدن گلوکوز به درون ماهیچهها را زیاد میکند. این اثر با تمام شدن تحرک خاموش نمیشود؛ تا وقتی ماهیچه ذخیرهٔ خود را نو میکند و حساسیت به انسولین بالا میماند ساعتها ادامه مییابد.
| سبب | تعادل را چگونه به هم میزند |
|---|---|
| نخواندن انسولین یا داروی برانگیزانندهٔ لوزالمعده با باری که میرسد | اثر پایینآورنده بیمقابل به کار ادامه میدهد |
| دیر آمدن یا رها شدن وعده | گلوکوز مورد انتظار نمیرسد و ترازو به یک سو خم میشود |
| تحرک بیبرنامه یا درازشده | ماهیچهها گلوکوز را تندتر میکشند و اثر پس از تحرک هم ادامه دارد |
| مشروب | اثرش نه هنگام نوشیدن، پس از آن پدید میآید؛ سببش را نوشتهٔ مشروب باز میکند |
| بههمخوردن کار کلیه | انسولین و دارو کندتر پاک میشوند و اثرشان دراز میشود |
| کم شدن وزن و سامان گرفتن سیر | نیاز کم میشود و نظم کهنه همانطور میماند |
سمت کلیه کمتر شناخته میشود اما وزنش بزرگ است. پاک شدن انسولین خون را بیشتر کلیه برمیدارد؛ سرعت صاف کردن که بیفتد همان مقدار درازتر در بدن میماند. برای داروهایی که از کلیه بیرون میروند هم حال همین است. بر این کم شدن ساخت گلوکوز خود کلیه و نازک شدن ذخیرهها هنگام ضعیف شدن اشتها افزوده میشود. در سن بالا این عوامل بیشتر روی هم مینشینند. فرد این دگرگونی را حس نمیکند؛ توان صاف کردن کلیه را آزمایش خون و ادرار نشان میدهد و سیر آزمایش که عوض شود خطر افت هم عوض میشود.
کم کردن وزن یا سامان گرفتن سیر سببی خاموش است. بدن به همان انسولین پاسخی نیرومندتر بدهد و نظم کهنه ادامه یابد، ترازو جابهجا میشود. این جابهجایی میتواند هفتهها بیآنکه فهمیده شود ادامه یابد. رویداد تازهای در میان نیست. آنچه عوض شده خود نیاز است.
نکتهٔ مشترک این سببها این است که بیشترشان بهتنهایی بس نیستند. افت از افتادن چند عامل بر یک روز بیرون میآید: وعدهای که دیر آمده و پیادهرویای دراز، یا روزی خستهکننده و جامی که شب نوشیده شده. به همین دلیل خواندن روزی که افت در آن رخ داده از عقب به کار میآید. ساعت وعده، درازای تحرک و لحظهٔ گرفتن دارو که کنار هم گذاشته شوند سبب دیدنی میشود. این ثبت برای تیم دیابتی هم که نگاه میکند در نظم چه عوض شود، ملموسترین داده است.
قند که افتاد چه باید کرد؟قند که بیفتد دو کار به ترتیب پیش میروند: تند برگرداندن افت، و سپس دیدن با اندازهگیری که واقعاً برگشته. کاربوهیدراتی که تند جذب میشود این را میکند؛ شیرینی چربی مانند شکلات نمیکند، چون چربی جذب را دیر میکند. روشی که راهنماها قاعدهٔ ۱۵-۱۵ مینامند درست همین دو گام را به هم میبندد. · 3 دقیقهبیشتر بخوانید
آنچه افت را برمیگرداند سرعت است. کاربوهیدراتی که به معده میرود هرچه زودتر به خون برسد، فاصلهای که مغز بیسوخت میماند کوتاهتر میشود. نخستین گزینهٔ راهنماها گلوکوز خالص است، چون همراهی ندارد که جذب را دیر کند. کاربوهیدراتهای دیگری که گلوکوز با خود دارند هم شکر را بالا میبرند. مجموعهای یافت که در کسانی که گلوکوز خالص گرفتند نشانهها بیش از کسانی که آبمیوه یا شیرینی گرفتند از میان رفت.
گزینهٔ کند اینجا کار خود را نمیکند. شکلات، ویفر و بستنی شکر فراوان دارند اما چربی خالی شدن معده را دیر میکند؛ استانداردهای مراقبت ADA مینویسند چربی افزوده پاسخ گلایسمی را هم کند و هم دراز میکند. چیزی با پروتئین بالا هم مناسب نمینشیند، چون خودش ترشح انسولین را برمیانگیزد. آنچه خواسته میشود بالا رفتن کند نیست، بازگشت تند است.
روشی که راهنماها قاعدهٔ ۱۵-۱۵ مینامند این کارها را در ترتیبی ثابت میگذارد. عددهای درون نام، گرم کاربوهیدرات و مدت انتظار را میگویند، نه مقدار قند خون را. ترتیبی که منابع وصف میکنند چنین پیش میرود:
- یک کاربوهیدرات که تند جذب میشود؛ عدد نخست نام قاعده گرم آن را میگوید.
- سپس انتظاری کوتاه؛ عدد دیگر دقیقهٔ این مدت را میدهد.
- در پایان مدت اندازهگیری دوباره: بازگشت واقعاً رخ داده یا نه؟
- بازگشت که نباشد منابع از تکرار همان گام سخن میگویند، و اگر سامان نیامد از کمک پزشکی.
ایستادن نشانهها بهتنهایی دلیل نیست، چون نشانه و اندازهگیری با هم سامان نمیگیرند. اینکه افت خود را با کدام نشانها نشان میدهد و چرا در برخی این نشانها اصلاً پدید نمیآیند را نوشتهٔ «افت قند چگونه فهمیده میشود؟» برمیدارد. نیمهٔ دوم قاعده هم همین گام را میخواهد: مدت انتظار فاصلهای میدهد که اندازهگیری در آن معنادار درآید. اندازهگیری به همین دلیل جدا از نشانه، گامی است که بر پای خود میایستد.
خطر دیگری هم هست. انسولین یا دارویی که لوزالمعده را برمیانگیزد اگر هنوز در اثر باشد افت میتواند تکرار شود. نشان آن بازگشتن همان نشانهها پس از سامان گرفتن است. این افت دوم لازم نیست در چند دقیقه رخ دهد؛ تا اثر دارو ادامه دارد ساعتها بعد هم میتواند بیرون بیاید. در کسانی که انسولین با اثر دراز و سولفونیلاوره به کار میبرند فاصله پهنتر هم هست. راهنماها به همین دلیل از خوردن چیزی پس از سامان گرفتن سخن میگویند.
درست کردن بیش از اندازه بهای خود را دارد. دستپاچگی شتابی میسازد که قفسهٔ آشپزخانه را خالی میکند. شکر بسیار بالاتر از هدف میرود، سپس درست کردن میآید، سپس افتی تازه. روز به یک تاب بدل میشود. با مقداری اندازهگرفته منتظر گذشتن ساعت ماندن، این تاب را کوتاه میکند.
مرزی هست: اگر فرد نتواند ببلعد، چیزی که از راه دهان داده شود کار نمیکند. نتوانستن بیدار کردن، ندادن پاسخ به پرسشها و نبلعیدن چیزی که در دهان گذاشته میشود نشانهای همین مرزند. پس از آن راهی جداست. آن را خود فرد نه، کسی که کنارش هست پیش میبرد و نامش گلوکاگون است.
- شکلات هنگام افت قند کار میکند؟
- به سبب چربیاش کند میماند، حال آنکه آنچه لازم است تندی است. معده که دیر خالی شود بالا رفتن هم دیر میآید و افزون بر آن دراز میشود. در لحظهای که بازگشت تند لازم است این ویژگی ناخواسته است.
- عددهای قاعدهٔ ۱۵-۱۵ مقدار قند خوناند؟
- نه. یکی گرم کاربوهیدرات است و دیگری دقیقهٔ انتظار. این قاعده وصف یک مرز نیست، وصف یک ترتیب و یک زمان است.
- چرا پس از سامان گرفتن باید دوباره اندازه گرفت؟
- چون گذشتن نشانهها دلیل بازگشت در خون شمرده نمیشود. افزون بر آن انسولینی که در اثر است میتواند افتی تازه بیاورد؛ راهنماها به همین دلیل تکرار اندازهگیری و سپس خوردن چیزی را پیشنهاد میکنند.
گلوکاگون چیست و کی لازم میشود؟گلوکاگون هورمونی است که لوزالمعده بیرون میدهد و کاری وارونهٔ انسولین میکند: ذخیرهٔ کبد را برمیانگیزد و ذخیره گلوکوز را به خون میدهد. شکل دارویی آن برای افتهای سنگین است، یعنی برای لحظههایی که فرد خودش نمیتواند جمع شود. نکتهٔ اصلی این است: آن را نه خود بیمار، کسی که کنارش هست به کار میبرد. · 3 دقیقهبیشتر بخوانید
بدن هورمون خود را در برابر افت دارد و نامش گلوکاگون است. قند خون که پایین آمدن آغاز کند سلولهای آلفای لوزالمعده گلوکاگون بیرون میدهند. هورمون به کبد میرود و آنجا گلیکوژن انبار شده را به گلوکوز بدل میکند. کبد همینجا نمیایستد؛ به ساخت گلوکوز تازه از صفر هم دست میزند. اگر انسولین هورمونی است که شکر را در سلولها مینشاند، گلوکاگون هورمونی است که آن را از ذخیره بیرون میکشد و به گردش میدهد.
گلوکاگون به شکل دارو کاری را که خود بدن میکند از بیرون تکرار میکند. حالتی که لازم میشود تنگ و روشن است: فرد را نتوان بیدار کرد، به پرسشها پاسخ ندهد یا نتواند ببلعد. در چنین لحظهای شکری که در دهان گذاشته شود کار نمیکند؛ چون بازتاب بلعیدن کار نمیکند خطر رفتن به نای پدید میآید. گلوکاگون نیازی به بلعیدن ندارد، چون نه از معده بلکه از زیر ماهیچه و پوست یا از پردهٔ نازک درون بینی جذب میشود.
| پرسش | کاربوهیدرات از راه دهان | گلوکاگون |
|---|---|---|
| برای چه کسی مناسب است | کسی که بیدار است و میتواند ببلعد | کسی که نمیتواند ببلعد یا بیدار نمیشود |
| چه کسی میدهد | خود آن فرد | کس دیگری که کنارش ایستاده |
| شکر از کجا میآید | از بیرون، از راه گوارش | از ذخیرهٔ خود کبد |
| پس از آن | اندازهگیری دوباره | کمک پزشکی، و پس از جمع شدن کاربوهیدرات |
امروز دو شکل فراگیرند. یکی از راه سوزن میرود. پیشتر درون جعبه پودر و مایع جدا میایستادند و کسی که میداد باید این دو را میآمیخت؛ در دستپاچگی این گام بارها خراب میشد. قلمهای آماده و سرنگهای از پیش پرشده آن گام آمیختن را یکسره از میان بردند. شکل دیگر پودری است که در بینی پاشیده میشود؛ نیازی به نفس کشیدن فرد نیست، پودر خودش از پردهٔ بینی میگذرد. استانداردهای مراقبت ADA به سبب آسانی کاربرد شکلهای آماده را جلو میگذارند.
مسئلهٔ اصلی این است که چه کسی بداند. تعریف افت سنگین خودش همین است: فرد خودش نمیتواند جمع شود و دست دیگری لازم است. به همین دلیل ADA میگوید برای هر کسی که انسولین به کار میبرد یا خطر افتش بالاست گلوکاگون نوشته شود و به نزدیکانش جای جعبه و شیوهٔ کاربرد آموخته شود. اهل خانه، هماتاقی، همکار کنار میز، مسئول مدرسه، کسی که در سفر همراه است. جعبهای که در کیف است اگر کسی آن را نشناسد مانند آن است که آنجا نباشد.
نخستین مرز گلوکاگون خود ذخیره است. گلیکوژن کبد که کم شود اثر ضعیف میشود؛ ناشتای دراز، مشروب و بیماری کبد این حال را میآورند. پس اگر ذخیره ناکافی مانده باشد چه چیزی این را نشان میدهد؟ آنچه انتظار میرود این است که در پانزده دقیقه پس از دادن، چشمها باز شوند، صدا بازگردد و نگاه جمع شود. اگر چنین نشود تصویر با گلوکاگون بسته نشده؛ منابع اینجا را لحظهٔ خواستن کمک پزشکی بیدرنگ مینامند.
مرز دوم زمان است. قند خون فاصلهای بالا میرود و سپس دوباره پایین آمدن آغاز میکند. بازگشتن عرق و لرزه و غفلت پس از جمع شدن فرد نشان همین است. منابع برای این میگویند فرد تا بتواند ببلعد به کاربوهیدرات بازگردد. تهوع و استفراغ عارضهٔ جانبی پرتکرارند؛ مواد آموزشی به همین دلیل خواباندن فرد به پهلو را میگویند.
- آیا خود فرد میتواند گلوکاگون را به کار ببرد؟
- در افتی ملایم لازم نیست؛ در افتی سنگین آن فرد از پیش خودش کاری نمیتواند بکند. تعریفش همین است. به همین دلیل مسئلهٔ اصلی این است که کسانی که کنارش هستند جعبه را بشناسند.
- شکل بدون سوزن هم دارد؟
- بله، شکل پودری که در بینی پاشیده میشود هست. پودر بیآنکه نیاز به نفس کشیدن باشد از پردهٔ نمدار درون بینی جذب میشود. منابع این شکل را با این توضیح میدهند که کسی بدون آموزش هم آسانتر میتواند آن را بدهد.
- آیا گلوکاگون در هر افتی به کار میآید؟
- اثر آن به ذخیرهٔ کبد بسته است. در ناشتای دراز و پس از مشروب ذخیره کم میشود و پاسخی که گرفته میشود هم ضعیف میماند. چیزی این را نمیسنجد؛ نشان خود آن فرد است. اگر بیدار نشود پاسخ نیامده و کار با گلوکاگون تمام نشده است.
افت قند چگونه فهمیده میشود؟افت قند در دو موج میآید: نخست هشداری که آدرنالین میزند و سپس بیسوخت ماندن مغز. موج نخست لرزه میآورد، عرق میآورد، تپش قلب و گرسنگی ناگهانی میسازد. موج دوم توجه را میپراکند، چشم را تار میکند و زبان را میگیرد. اولی هشدار است و دومی نشان آن که افت پیش رفته است. · 3 دقیقهبیشتر بخوانید
قند خون که پایین آمدن آغاز کند بدن بیدرنگ پاسخ میدهد: کبد با اشارهٔ گلوکاگون گلوکوز انبار را به خون میریزد و آدرنالین وارد کار میشود. آنچه آن موج نخست را میسازد خود افت نیست، پاسخی است که بدن به افت میدهد. هشدار برای این هست که پیش از بیسوخت ماندن مغز به صدا درآید. به همین دلیل نخستین هشدارها به دست و معده و قلب مربوطاند.
موج دوم از جای دیگری میآید: مغز نمیتواند گلوکوز انبار کند و جریان که کم شود نخستین چیزی که خراب میشود اندیشیدن و دیدن و سخن گفتن است. راهنماها به دستهٔ دوم نوروگلیکوپنیک میگویند، چون ترتیب خبر دارد: اگر هشدار شنیده نشده و مغز کند شده، یعنی افت پیش رفته است.
- موج آدرنالین: لرزه، عرق، تپش قلب، گرسنگی ناگهانی، مورمور، بیقراری، رنگپریدگی.
- موج مغز: نتوانستن جمع کردن توجه، تاری دید، گیر کردن در سخن، منگی، چرت، دستهایی که ناشی میشوند، رفتار عجیب.
- آنچه برای شب جداگانه شمرده میشود: عرقی که لباس خواب یا ملحفه را نم میزند، کابوس یا فریاد در خواب، و خسته یا بدخلق یا پریشان ماندن پس از بیدار شدن.
هیچ نشانهای بهتنهایی دلیل نیست. هیجان هم لرزه میآورد، گرما هم عرق میآورد و شبی بیخواب هم توجه را میپراکند. معیاری که سهگانهٔ ویپل نامیده میشود چنین است: نشانه هست، اندازهگیری پایین درمیآید، و شکر که بالا برود نشانه میرود. اگر هر سه با هم بخوانند سرچشمهٔ نشانه روشن است. اما اندازهگیری پایین، بینشانه هم پایین است؛ ADA میگوید افت بینشانه را نشمردن درست نیست، آن را نشان کند شدن آگاهی بشمارید.
هشدار با گذر زمان کند میشود. افتها که پیاپی تکرار شوند پاسخ آدرنالین ضعیف میشود؛ موج هشدار کوتاه میشود، گاهی اصلاً نمیآید و نخستین چیزی که به چشم میآید لرزه نیست، تیرگی ذهن است. استانداردهای مراقبت ADA به این میگویند بههمخوردن آگاهی از افت قند. سنگینترین پله با عدد تعریف نشده. توصیفش این است: فرد خودش نمیتواند جمعوجور شود و کمک دیگری لازم است.
افتهای شبانه خاموش میگذرند. پشت سرشان ملحفهای نمدار، خوابی درهم و صبحی سنگین میماند. فاصلهٔ میان اندازهگیری پیش از خواب و اندازهگیری صبح، تاریکترین جای دفتر است.
- افت قند لرزه میآورد؟
- بله، یکی از آشناترین نشانههاست؛ لرزه مستقیم از آدرنالین میآید و افت که درست شود میایستد.
- سردرد و حالت خواب هم شمرده میشوند؟
- هر دو در فهرست نشانهها هستند. حالت خواب نشان موج دوم است: مغز که بیسوخت بماند سنگین میشود. آنچه برای شب جداگانه شمرده میشود ملحفهٔ نمدار، کابوس و خسته یا بدخلق یا پریشان ماندن پس از بیدار شدن است.
- لرز و تهوع هم رخ میدهند؟
- در فهرست هستهٔ منابع، عرق، لرزه، تپش قلب، گرسنگی و مورمور هست. لرز حسی است که کنار عرق سرد راه میرود. تهوع در آن فهرستها نمیآید؛ بهتنهایی جهت نشان نمیدهد.
- آیا قند بدون حس کردن نشانه پایین میآید؟
- بله؛ موج هشدار که کند شود نخستین چیزی که به چشم میآید موج دوم است: پراکندگی توجه، منگی، رفتار عجیب. به همین دلیل دیدن نزدیکان ارزش دارد. در برخی افراد هشدار حتی اگر به صدا درآید هرگز به سخن بدل نمیشود. در کودکی که هنوز سخن نمیگوید یا بزرگسالی که نمیتواند خود را بیان کند، تنها نشان موج نخست همان حالتی است که از بیرون دیده میشود.
- در نوبت پزشک کدام پرسش به کار میآید؟
- پرسش تکجملهای که ADA در غربالگری به کار میبرد این است: آیا افت قند خود را هر بار حس میکنید؟ اگر پاسخ نه باشد پزشک این را جداگانه ارزیابی میکند.
این نوشته فقط برای اطلاع است؛ نه تشخیص بیماری است، نه دستور درمان یا مقدار. تصمیم درمان شما همیشه همان است که همراه با پزشکتان میگیرید.